Tehran
Click for Tehran, Iran Forecast
Toronto
Click for Toronto, Ontario Forecast
New York
Click for New York, New York Forecast
Los Angeles
Click for Los Angeles, California Forecast
London
Click for London, United Kingdom Forecast
Oslo
Click for Oslo Airport, Norway Forecast
Hamburg
Click for Hamburg Fuhlsbuettel, Germany Forecast
Sydney
Click for Sydney, New South Wales Forecast

رنج نامه: نوبل صلح یا نوبل جنگ

Sonntag

نوبل صلح یا نوبل جنگ

جنگی که میرود تا بار دیگر سنگ فرش های خیابانهای ایران زمین را رنگین کند جنگ ما نخواهد بود. ما گروگان های جنگی خواهیم شد که عطش انتقام رژیم اسلامی ، آتش آن را خواهد افروخت . ما را سر جنگ با هیچ کس نبوده است و نیست ، و این ، جنگ ما ایرانیان نخواهد بود، اما پای ما و میهن ما را به میان خواهد کشید. جنگ ما نخواهد بود ولی خون ما را خواهد ریخت . جنگ ما نخواهد بود اما تاوانش را ما خواهیم پرداخت، تاوانش را زنان بی دفاع و کودکان بیگناه خواهند پرداخت. تاوان خبط و خطاها و رجزخوانی ها و قلدری های میان تهی رژیم نا مسوول را آن کودکان خیابانی خواهند پرداخت که نه میداند جنگ چیست و نه از کالای بنجل چرخ هسته ای آنهم در ابعاد جهان سومی اش آگاه است، اما از آن آگاه است که شب سررا با شکمی گرسنه و تنی رنجور و روحی زخم خورده بر بالین می گذارد. رژیم ستم پیشه اسلامی که همه چیز را از این مردم بخت برگشته گرفته است جنگ را بر آنها تحمیل خواهد کرد تا دیگر از او حقوق های عقب افتاده شان را نخواهند اما خود از آنها خون میخواهند.این رژیم در جنگ و خونریزی و کشت و کشتار خیروبرکت و نعمت و موهبت می بینند، جنگ می افروزند و بشارت جنگهای طولانی تر و پر کشتار می دهند و از ما میخواهند که همه عزیزانمان را فدای آخوندهای خونریز و آقازاده های آنان سازیم. رژیمی که نشان از دولت و مفهوم دولت ندارد، رژیمی که طرح و برنامه و قانون ندارد و مسوولیت نمی شناسد و کفایت ندارد و بویی از انسانیت نبرده است و تا بخواهید رذالت و جنایت و قساوت می ورزد، رژیمی که از گردهم آیی مشتی میرغضب و بیمار روانی و تروریست های چند ملیتی موجودیت یافته، سعد و قاص هایی که بر هست و نیست ایران مسلط شده اند، شب و روز بانگ و فریاد بر می آورند که ایرانی در راه تداوم انقلاب و حراست از اسلام و رژیم ورشکسته جمهوری اسلامی خون خواهد داد.ما ملت عجیبی هستیم : پزشک ایرانی به بازرگانی روی می آورد؛ سبزی فروش سیاستمدار میشود؛ شکنجه گران قاضی میشوند؛ تیرخلاص زن به ریاست جمهوری میرسد؛ بازجو به وزارت میرسد، و امروز برنده جایزه صلح نوبل ایران لباس رزم به تن میکند. آیا عجیب نیست؟خانم شیرین عبادی که تنها به سبب " صلح " نایل به دریافت جایزه نوبل آن شده است در کنفرانس خبری گفته است : "ما اجازه نمی دهیم هیچیک از سربازان آمریکایی در ایران گام نهند و تا آخرین قطره خون خود از ایران دفاع میکنیم."اولین ایرانی برنده جایزه صلح نوبل که مسوولیتی به جز گسترش صلح در سطح ملی و جهانی ندارد اکنون همچون سران بی کفایت و بی مسوولیت رژیم اسلامی سلامت فکر را از دست داده است و بجای ذوق سلیم ، مسوولیت پذیری ، اعتدال منشی و سلامت روحی متبلور در فرهنگ زادبوم خویش ، همصدا با جنگ آفرینان شده است.برای آگاهی خانم عبادی باید گفت: که ایرانی فراموش نمیکند ، آری فراموش نمیکند که هین رژیم زن ستیز چگونه زنان بی پناه را به جرم های واهی، تا گردن در خاک کرد و باران قلوه سنگ بر سر و رویشان بارید؛ فراموش نمیکند که این رژیم عدالت ستیز، چگونه زنان باردار را با جنین های بیگناهشان یکجا به گلوله بست و مباهات کنان اعلام کرد که جنین ها را سرراست راهی بهشت ساخته است.چنین رژیمی و برنده جایزه صلح نوبلش از مردم به خشم آمدۀ تا بن استخوان متنفر از آخوند میخواهند که اسلحه بدست گیرند و خون سرخ خویش را بریزند تا گلستان حیات آخوندهای تروریست مأب و تروریست پرور رونق گیرد.چگونه ممکن است ایرانی به ستوه آمده از آخوند و آخوندسالاری ، از تجمع مزورانه یک مشت آخوند پوسیده فکر، از اتحاد سیاه مظاهر ارتجاع و قهقرا و از تبانی رذیلانه یک باند شعبده باز، یک گله از شهوت زدگان قدرت و تشنه خون ، حراست کند، آنهم به جان ؟چگونه ممکن است ایرانی سرخورده و عصیان زده خون به راه عناصر بی هویت، بی اصل و آیین رژیم اسلامی بدهد؟ کجاست یک ایرانی که بخواهد حتی یک قطره خون برای سرپا نگهداشتن رژیم تشنه به خون بدهد؟ این رژیم از کشته پشته ساخته، این رژیم دستشتا مرفق به خون ایرانی آغشته است. این رژیم خانواده ایی را از گزند در امان نگذاشته است. این رژیم ایرانی کش به هرجا پا گذاشته ، آتش و خون ریخته است ، این رژیم انگشت به ماشه برسر کار مانده است ، این رژیم سامان ایرانی را بی سامان کرده ، چگونه ممکن است یک ایرانی به راهش جان دهد و شربت شهادت بنوشد؟خانم شیرین عبادی: چه خیال خامی، برای شما متأسفم.